متاسفانه برای چند روزی احتمالا مجبورم بالاجبار از حضورتان دور گردم برای همین یک متن را میگذارم تا دوستان در نبود من اگر پیغامی گذاشتند بعد از برگشت اگر خدا خواست بتوانم جوابگوی مهربانی دوستان باشم
دوستان خوب من تنها سفارشم به همه یکتا پرستی و ستایش آن خدای قادر هست چون همیشه با تنها نگریستن به او به همه چیز این دنیا رسیدم و او هیچ وقت مرا تنها نگذاشت چون همیشه در دلم او را دیدم و بر هیچ کس جز او نگریستم و او هم مرا همانگونه دید و از دید من تنها به من نگریست
دنیا مثل آینه هست که روبروی شماست و همانگونه که آینه تمام حرکات شما را منعکس می کند این دنیا نیز تمام حرکات شما را برای شما منعکس می کند پس اگر در این آینه بخندید انعکاسش همان خنده است اگر بگریید انعکاسش گریه اگر شکلک در بیاورید باز او به شما شکلک نشان میدهد
نتیجه : جلو این آینه چیزی را بسازید که دوست دارید طوری رفتار کنید که می پسندید
این دنیا مثل باطری میباشد هر چیز مثبت به قسمت مثبت باطری و منفیها به قسمت منفی باطری می رود
نتیجه : همیشه مثبت باشید تا به جایگاه مثبت دنیا منتقل شوید و نتیجه عملتان نیز مثبت باشد تا همیشه مثبتها کنار شما جمع شوند اگر منفی باشید پس منفیها کنار شما جمع میشوند و همه چیزتان منفی میشود
مثل آب زلال و جاری باشید تا همه چیز را زنده و تمامی ناپاکیها را پاک کنید نه اینکه فاضلاب که همه چیز را نابود و همه جا را کثیف میکند
مثل نور باشید تا در میان تاریکی بدرخشید و همه چیز را روشن کنید همه شما را درخشان ببینند نه اینکه تاریکی باشید و منتظر ظهور نور
موفق باشید همه شما مخصوصا حس زیبای زندگیم
این حبر برام مهم بود برا همین
تصمیم گرفتم پست قبلی رو بیخیال
شم به این خبر بپردازم تا ببینم نظر
دوستان برا این خلقت چیه
البته این نوزاد توی چین بدنیا اومده
اسرائیلیها برا اینکه خبرهای کتب
خودشونو تکمیل کنن این نوزاد رو با
قیمت بالایی خریداری کردن و به
اسرائیل بردن
نوزادی عجیب در اسراییل !!!!
درحالیکه چندی پیش به نقل از یکی از دانشمندان دینی کشور خبر باقی ماندن "فقط 5 نشانه ظهور" منتشر شد خبر تولد نوزادی عجیب الخلقه اسرائیل را فراگرفته است . به گزارش البرز برخی منابع صهیونیستی با انتشار تصاویری از این کودک عجیب الخلقه از وی بعنوان اصلی ترین علامت آخر الزمان یاد میکنند. منتشر کنندگان خبر مذکور با معرفی نوزاد مذکور بعنوان یک نوزادیهودی وی را با دجال که در کتب دینی ادیان بزرگ اسلام ،مسیحیت و یهود ازوی بعنوان فتنه گر آخرالزمان یاد شده ،مقایسه میکنند.
این منابع با طرح این سوال که آیا این نوزاد که اکنون با مرگ دست و پنجه نرم میکند همان دجال فتنه گر است؟ ادامه میدهند: دجال پس از رشد و تکامل جسمی مدعی خدایی شده و فتنه گری در جهان را آغاز خواهد کرد .
انتشار خبرمذکور بصورت گسترده ازسرزمینهای اشغالی آغاز و تاکنون بسیاری از کشورهای جهان را دربرگرفته است .
این درحالیست که خبرنگار البرز درپیگیریهای خود به سرنخ هایی برای استفاده ابزاری از این نوزاد ناقص الخلقه دست یافته است .
این پیگیریها حاکیست نوزاد مذکور چندی پیش در چین و ازیک پدر و مادر اهل این کشور بطور ناقص متولد شد.
تولد این کودک منجر به بروز ترس درمیان این خانواده چینی میگرددتااینکه با پیشنهاد قابل توجهی ازسوی یک صهیونیست مواجه میشوند.
این یهودی با پیشنهاد کلانی اقدام به خرید نوزاد مذکور و انتقال وی به اسرائیل مینماید.
کودکی که هم اکنون در برزخ مرگ و زندگی دست وپنجه نرم میکند به ابزاری برای تحقق آرمانهای صهیونیست مبدل شده است.
دجال در عقاید شیعه :
براساس برخی روایات شیعی پیش از ظهور آخرین منجی عالم علائمی طبیعی و غیر طبیعی درجهان رخ خواهد داد که به دو بخش اصلی و فرعی تقسیم بندی شده است .
براساس این روایت علائم فرعی داری تعدد است وهمگی آنها پیش از ظهور باید اتفاق بیفتد ولی تنها بروز یکی از علائم اصلی یا حتمی برای اعلام نزدیکی ظهور منجی کفایت میکند.
علائم حتمی برای ظهور :
1. خروج سفیانی وخسف بیدا : در روایتی از امام علی بن الحسین(ع) مرویست که قیام حضرت قائم حتمی و امر سفیانی نیز حتمی است و تازمانی که سفیانی نیاید حضرت قیام نخواهد کرد.
2. خروج یمانی: امام صادق(ع) دراین باره میفرمایند: سه کس در یک سال و در یک روز قیام میکنند؛ خراسانی و سفیانی و یمانی و در بین این سه پرچم بهترین پرچمها از یمانی است: زیرا پرچمی است که به حق دعوت میکند.
3. صیحه آسمانی: ندایی که ازآسمان شنیده میشود و عالمیان همگی این صدا را خواهند شنید ازجمله علائم حتمی شمرده میشود .امام باقر در روایتی از این نشانه ظهور چنین بیان میفرمایند: صدایی از آسمان شنیده میشود که حق با او (امیر المومنین) و پیروان اوست. در این هنگام قائم ما خروج خواهد کرد.
4. قتل نفس زکیه:قتل نفس زکیه نیز از علائم قطعی ظهور شمرده میشود و براساس روایتی از نبی گرامی اسلام(ص) در شرح علائم ظهور اینگونه نقل میشود که : مهدی ظهور نمیکند تا اینکه نفس زکیه کشته شود.
5. ظهور دجال : براساس همین روایات دجال بعنوان فردی با یک چشم که از گودی معمول زیرچشم برخوردار نبوده و چشم سمت چپش روی پیشانی اش قرارگرفته و دارای شمایل ترسناکی است و...نام برده شده است .
براساس روایات مختلف چهره دجال ناقص ، کور و یک چشمی که و از اصل خلقت یک چشم ندارد به طورى كه گودى حدقهاش نیست و ادعای خدائی میکند ،چشم چپش در وسط پیشانی او قرار دارد،متولد شده در میان قوم یهود ازجمله ترسیم شده است.
در بیان دیگر مشخصات ظاهری دجال میخوانیم : مردی چاق و سرخ روی است ( در برخی منابع ذکر شده است که لحاظ بزرگی هیکل هیچ انسانی از ابتدای خلقت مانند او وجود نداشته است ) ،موهایش مجعد است،پایش لنگ است، دارای قدرتهای فوق بشری و جادوئی است به نحوی که تصور میشود مرده را زنده میکند و در قحطی مردم را طعام میدهد.
هفتاد هزار ترک ، یهود ، زنا زاده ، خواننده ، نوازنده ، بادیه نشین و زن از او پیروی می کنند به هرخرابه ای برسد می گوید گنج هایت را آشکار کن پس آنچه گنج دارد آشکارمی شود.
طول حکومتش چهل روز است و در این مدت همه را به کفر میکشد
برای نجات از شرش حفظ نمودن سوره کهف قبل از خروجش و در صورت رویت وی خواندن سوره حمد و خانه نشینی و توکل بر خدا توصیه شده است
اما تاکنون برسراین مطلب که آیا دجال یک انسان است یا تعبیری از یک رویداد یا ابزار است تردید وجود داشته است .ازهمین رو دلار آمریکا،تلویزیون ،ماهواره و..ازجمله تعابیری است که از دجال در زمان کنونی نام برده میشود.
اما انتشار خبرتولد این کودک که همزمان ،موضوع درشرف مرگ بودنش نیز درحال نشر است " انسان " بودن دجال را میتواند تقویت نماید.
سفارش میکنم حتما این مطلب رو با دقت بخونید شاید زیاد باشه اما به خوندنش میارزه
همیشه دوست داشتم به طریقی که به هیچ کس بر نخوره و به اندیشه هیچ کسی توهینی نشه به واقعیت ها برسم اما متاسفانه جبهه گیری بعضی ها موجب شد تا به کلاماتی که اصلا دوست ندارم متوسل بشم تا طرفم متوجه این اندیشه پوچش بشه ولی میبینم من اشتباه کردم هر اندیشه ای برای خودش محترمه
و از این لحظه تصمیم گرفتم که دیگه اشتباه گذشته رو تکرار نکنم فقط واقعیت رو بنویسم و به اون چیزی که اونا میگن اصلا فکر هم نکنم که بخوام جوابی بهشون بدم ولی جواب های من فقط برای این بود که افراد اونقدر بی شرم و بی حیا شدند که حتی بهشت و جهنم خدا رو بین این و اون تقصیم میکنند و خودشون و اندیشه خودشون رو اندیشه خدا میدونن
فقط همین کلمه اندیشه خود را اندیشه خدا دانستن تنها دلیل خوبی بر پوچی اندیشه انهاست که مرا کفایت میکند که درست می اندیشم که بگویم انچه اندیشه خدایم هست سعی میکنم که اندیشه خود سازم
مثلا طرف تعداد 123999 پیغمبری رو که برا قومش امده رو نشونه بهتر بودن خودش و قومش میدونه ولی فکر این رو نمیکنه که خدا خودش میگه فرستادن پیامبران دلیلش حماقت و پوچی و دوروئی وحقه بازی و تفرقه بین اقوام بوده و من برای راهنمایی اینگونه افراد این پیامبران رو فرستادم چون این اقوام تا جایی اندیشه پوچ خودشون رو گسترش میدادن که خدا مجبور میشد قبل از فرستادن عذابش و اجرای عدالتش رسولی رو بفرسته تا اتمام حجت کرده باشه
مسیحیان جدیده هم با دلائل کتاب خودشون حتی ایه های کتاب خودشون هم مقابله میکنن و میگن نه حرف خدا اینه که من میگم هر چی دلیل میاری باز همون چیزی رو که توی کلشون کردن رو تحویل میدن
افرادی رو با اندیشه های مختلف میبینم که برا اثبات خودشون دست به هر عملی میزنن حالا چه یهودی چه مسیحی و چه مسلمون یا اندیشه های دیگه همشونم با اینکه خداشون یکی هست به تنها چیزی که اهمیت نمیدن همون خداست و بهشت را از آن خود و جهنم رو نصیب غیر خود میکنن برا اینکه خودشون رو نماینده مستقیم خدا روی زمین معرفی کنن از آیات و کلمات خدا هم سواستفاده و غیر خودشون رو حتی کافر میدونن
وقتی هم باهاشون بحث میکنی مثل کودکان دبستانی که معلم مجبورش میکرد تا شعری رو حفط کنه و یا جدول ضربی رو همیشه تکرار کنه هر سوالی رو مطرح میکنی همشون سریع همون حرفها رو تکرار میکنن مثل بلبل شروع به چه چه زدن میکنن
و همشون یک نوع نرم افزار دارن هرچی بپرسی یک جور جواب میدن مثل هم بدون کوچکترین تغییری همه ایاتی رو که حفظ کردن برات ردیف میکنن درست عین هم اگه از صد نفر هم بپرسی حتی یک خط رو جابجا نمیگن که اقلا بگی این یکی با اون فرق داشت
از یه مبلغ مسیحی یه سوال کن برو سراغ بعدی یا بعدی همین جور ادامه بده میبینی چی میگم
از ملای سنی بپرس دقیقا عین همینا رفتار میکنن
از مبلغین شیعی بپرس درست عین هم
منظورم از طرح این مطلب چی بود ایا خدا با اون همه بزرگیش این همه انسان رو خلق کرد از میون اینهمه انسان قوم خودش رو که قوم یهوده باشه از میون قوم یهود اونایی که مسیحی شدن از میون مسیحی ها اونایی که معتقد به وجود خدا در قالب جسم باشن از میون اونا که معتقد به جسم پوشیدن خدا اونایی که منتظر ظهورش باشن میرن بهشت بقیه همه جهنم؟
و از دید مسلمونا : اونایی که فقط مسلمون باشن از میون این همه مسلمون کسانی که شیعه باشن از میون این همه شیعه فقط متدینین باشن از میون متدینین معتقدین باشن از میون معتقدین کسایی که به ولایت معتقد باشن فقط اینا میرن بهشت بقیه همه جهنم؟
اخه مگه اونایی که در مسیحیتت به این روش تو میمونن چند نفرن
یا اونایی که اهل تسنن معتقد به بهشت براشون هستند چند نفرن
تویی که شیعه این مدلی هستی مگه چند نفرید
خدایی میشه ساکت بود به این اندیشه های پوچ هیچ پاسخی نداد
یعنی خدا با اون همه اسما حسنه خودش بهشتش رو برا شما چند نفر ساخته که معتقدین و متدینین و منتطرین هستید
وقتی با اینگونه افراد بر خورد میکنم یاد کاسکو یا بهتر بگم طوطی خاکستری میفتم
یکی از دوستانم یه کاسکو داشت که به اون سوره های مختلف رو یاد داده بود و اونم هر موقع که سر حال بود این کلماتی رو که یاد گرفته بود رو تکرار میکرد هر چی هم ازش میپرسیدی همین ها رو میگفت تکرار پشت تکرار یه مدتی خبرش به چند تا از اقایون رسید وقتی اونو دیدن سریع اعلام کردن که معجزه خدا همینه وقتی هم میگفتی بابا این طوطی مقلده هر چی یادش بدی همونو تکرار میکنه میگفتن نه شما منحرفی شیطان جسم و روح شما رو فرا گرفته ایات و نشونه های خدا رو نمیفهمی خلاصه با این انتقادمون شدیم جهنمی و سند شش دانگ بهشت بنام اون طوطی و صاحبش و سند جهنم هم بنام من زده شد
تا یک روز دوستم مجبور شد برا یک سفر چند ماهه بره از هر کی درخواست کرد که کاسکوشو نگه داره قبول نمیکرد تا بالاخره دست کسی کاسکوش رو سپرد و رفت بعد از مدتی که برگشت خبرم کرد رفتم خونش گفت خریدار کاسکو سراغ نداری گفتم نه گفت هر قیمتی بخره میدم گفتم نه گفت کسی سراغ نداری که کاسکو منو نگه داره اصلا مال خودش گفتم خوب اینجوری شاید خودم ببرمش سریعا کاسکورو که پارچه ای روی قفسش کشیده بود رو آورد با تمام وسائل داد بهم گفت خدا خیرت بده ببرش منم که قبلا این معجزه رو دیده بودم قفس رو برداشتم رفتم خونه فقس رو گذاشتم توی بالکن رفتم توی فکر که چه چیزایی که با تفکر منم بخوره و این کاسکو رو شیرین زبون کنه نزده همه خوب باشه یادش بدم
بعد از چند ساعت دیدم یه کفتر بازی روی پشت بام خونه داره هی فحش میده و کفتراشو میپرونه با عربده های انچنانی با اون زبون لق خودش هر کلامی رو به زبون میاره
خیلی عصبانی شدم گفتم اخه این مرتیکه خر حالیش نیست که اولا اینجا اپارتمانه دوم توی این خونه ها زن زندگی میکنه که دهنشو باز میکنه این همه فحش میده
تا اومدم برم یه حالی ازش بگیرم دیدم ساکت شد گفتم خدا رو شکر که نرفتم وگرنه یه دعوای حسابی میکردم ولی باید ببینم کیه بازم بهش حالی کنم که اینجا ها جای کفتر بازی نیست اگرم قراره کفتر بازی کنی لااقل فحش نده یهو دیدم طوطی خاکستری هم شروع کرد به خوندن همون ایات تا ساکت شد
بعد از چند ساعت دیگه خبری از کفتر بازه نشد رفتم یه مقدار غذا برای طوطی بیچاره گذاشتم دیدم صورتش زخمیه آوردمش بیرون مقداری زخماشو ضدعفونی کردم گذاشتم توی قفس عصر رفتم پارک تا آخر شب اونجا بودم وقتی برگشتم دیدم خانمهای همسایه مشغول صحبت هستن تا منو دیدن گفتن آقا شایان میبخشید گفتم بفرمایید گفتن این همسایه جدیدی که اومده فکر کنیم کفتر بازه یه لحظه یاد صبح افتادم گفتم اره امروز شنیدم داشت کفتراشو هوا میکرد گفتند کفتر هوا کردن سرشو بخوره هوا کنه ولی گفتم آره میدونم خیلی حرفهای بد میزد باید یه جور جلوشو بگیریم اگه هیچی نگیم فردا بد تر میکنه خلاصه همگی به سراغ همسایه جدید رفتیم و منم گفتم لطفا شما صحبت نکنید زن هستید یه موقع بی تربیتی میکنه در خونه رو زدیم خانمش اومد من دیگه ساکت شدم به زن همسایه اشاره کردم خودت بگو زن همسایه به زن همسایه جدید گفت میبخشید خانم شما انگار با فرهنگ اپارتمان نشینی اشنا نیستید زن بیچاره که حسابی ترسیده بود گفت میبخشید اتفاقی افتاده گفتن دیگه میخواستید چی بشه مگه اینجا جای کفتر بازیه اگه میخواید از این کارا بکنید اینجا جاش نیست زن بیچاره گفت بخدا ما کفتر نداریم این همسایه طبقه پایین کفتر داره گفنم خانم میبخشید من همسایه پایینی هستم . کفتر بازم نیستم چند سالم هست که اینجام شما تازه اومدید و صدای شوهرتونم به صدای من هیچ شباهتی نداره تا اینکه یهو شوهر خانم رسید و من یکی با حس انسان شناسی خودم یهو توی این دل گفتم بابا اخه این بنده خدا اصلا نه قیافش نه ژنش به کفتر بازا نمیخوره خلاصه به هیچ نیتیجه ای نرسیدیم رفتم و من گفتم فکر نکنم این بنده خدا کفتر باز باشه معلومه توی عمرش اصلا به کفتر دست هم زده باشه
خانم همسایه گفت نمیدونم والله پس این کی بود که این همه فحاشی میکرد گفتم نمیدونم منم فقط شنیدم توی همسایگان کناری تازگی کسی نیومده یا کسی کفتر بازی نمیکنه گفتن نه ما تو این چند وقت از این چیزا نداشتیم
خلاصه همه بدون نتیجه گیری به خونه رفتیم و خوابیدیم فردا صبح نزدیکی های ساعت نه دوباره اون کفتر بازه شروع کرد به کفتر بازی و فحاشی یه خورده گوش کردم رفتم بطرف صدا تا نزدیک شدم به صدا چشمتون روز بد نبینه دیدم همون معجزه اقایون داره بجای ایه های خداوندی ادای کفتر بازا رو در میاره تا حدی که حتی صدای پر زدن چندین کبوتر رو هم روی بقیه صداها و فحاشیها میذاره و انچنان هم فحش میده که انگار اصلا نمیدونه فحش چیه اونجا بود که یاد اون بدن زخمی شدش افتادم و فهمیدم که برا چی کتک خورده و چرا صاحب این معجزه الهی اونو مفت و مجانی به من داد
سریع زنگ زدم یه صاجب قبلیش و گفت اره اونو تو این چند وقت دست یه کبوتر باز سپرده بودم حالا میبینی این شده برا همین دادمش به تو چون ابرو برا ما توی همسایها نذاشته بود گفتم خوب چرا این بیچاره رو زخمی کردی گفت اخه خفه نمیشد همش فحش میداد
همونجا بود که میخواستم اقایون رو دعوت کنم ببینم که اینبار چی فتوا میدن هر چند که میدونم که رویشان از سنگ پای قزوین هم زبرتره حتما میگن روح شریر شیطانی من توی این طوطی مقلد رسوخ کرده
دوستان من بیاید و مرغ مقلد نباشید که هر چیزی رو یادتون دادن و عقلتون رو توی یه قاب گذاشتن وخروج از این قاب رو حروم دونستن و ما هم عین این مرغ مقلد فقط چیزهای قالبی رو بنام خداوند بپذیریم و خروج از اونم برامون حرام باشه
نه خدا انسان رو خلق نکرده که مرغ مقلد باشه به ما عقل و ازادی داده که بیندیشیم وبهترین رو انتخاب کنیم نه اینکه دیگران برا ما بیندیشند بگن چه کنیم
موفق باشید
اینم
تقدیم با عشق به تو که بهترینی
ترا میخوانم امشب
با سمند عشق
همراهم شو ای زیبا ترین خلقت
ترا میخوانم امشب
با سبوی عشق مستم کن
ببر بر قله های
عشق بازیهای انسانها
ببر من را به اوج لذت خلقت
همان سان مادرم حوا
به سیبی مست کن
این قلب خونین را
مرا بار دگر بر کن
همانگونه که آدم را
ز فردوس برین کندی
به خاک سرد و تب دار زمین راندی
دوباره مست مستم کن
ببر این بار
بر اعماق آن دوزخ
ولیکن عشق را در سینه ام
باقی گذار و مست مستم کن
سلام بر همه دوستانم که در این مدت که نبودم با نظرات عیان و پنهان خودشون منو شاد کردنند همه شما رو مثل اونی که تو قلبم لونه کرده دوست دارم برا همه شما همین شادی رو که همیشه داشتم و دارم آرزو میکنم که بهترین نعمت از جانب خالق به منه
دوستان همه به نوعی اظهار نظر کردن و همین موضوع منو وادار کرد تا یه پاسخ با عشق به همه بدم
دوستان من اینقدر دیدم تا جایی که الان دیگر با چشم نگاه نمیکنم هر چی رو میخوام مورد نقد یا تحسین قرار بدم اول به کل نگاه میکنم بعد اظهار نظر میکنم
دوستان من شمارو به این روش تفکر و تصمیم گرفتن دعوت میکنم چون بنظرم بهترین روش برای تصمیم گرفتنه
مثلا در مورد حکومت شما اول به این فکر کنید که در تمامی کشورها هرکس رآس قدرته جهت حفظ خود و اندیشه خود چه خوب و چه بد دست به هر کاری میزنه حتی خون ریزی که فجیح ترین روش نزده خداست پس اگر تو هم دوست من که اندیشه خودت رو بهترین اندیشه میدونی اگه به قدرت برسی جهت حفظ این اندیشه شاید بد تر از همین روشی که دیگران انجام میدن رو انجام بدی
پس چه اندیشه ای میتونه مفید باشه
تنها اندیشه ای مفیده که حد وسط رو رعایت کنه اگه روزی اندیشه ای پیدا بشه که حرام خدا رو برا خودش حلال نکنه دروغ رو که خدا شیطان میدونه برا خودشون مصلحتی و غیره نکنه این اندیشه همون عدله
متاسفانه رسم در کلیه ادیان الهاهی اینه که اندیشه خدا با اندیشه انسان قدرت طلب مخلوط میشه و بنام خدا دست به هر کاری میزنن
خدا از اول خلقت ده فرمان رو صادر کرده و در کلیه ادیان همین ده فرمان تکرار شده پس اگر همین ده فرمان که اندیشه مطلق خالقه رعایت بشه و اندیشه های دیگر رو به اسم های مختلف به خورد ما ندن همه چیز در این زمین گلستان میشه
ولی متاسفانه میبینیم همه خدا فروشان که خود را مبلغ مذهبی مینامند حتی عرضه انجام یک کار مفید رو جز زر زدن ندارن جهت حفظ خود دست به حتی ساخت آیه بنام خدا میزنن چه خواسته که بیایند بنام مردان بزرگ خدا حرف بسازند و بخورد مردم بدهند حال اون مردان خدا کجا هستند که بگویند بابا اینا همه حرفای خود اوناست نه ما
امام صادق میفرماید هر سخنی که بنام ما زدند ببینید که با کتاب خدا مطابقت داره یا نه اگر دیدید که مطابقت نداره حرف ما نیست اما میبینیم که هزاران حرف و سخن که اصلا با حرف خالق نمیخونه بنام اونها به خورد ما میدن وقتی هم اعتراض میکنی بحای خدا میشینن بهشت و جهنم رو بین ما تقصیم میکنن
مارو از این و اون میترسونن بعد در خفا با هم دل میدن و قلوه میگیرن برا ما هزاران چیز رو حروم میکنن بعد هر کاری که میخوان با همون حروم خدا میکنن
فقط خیالم از این موضوع راحته که اگه طرف خودشو نماینده مستقیم خدا هم بدونه خدایی هست که یک روزی در همین دنیا نمایندگی خودشو تعطیل کنه
اگه طرف بنام اون بخوره و به ریش ما بخنده یه خالقی هست که لقمه رو در همین دنیا توگلوش سنگ کنه و نفسشو بند بیاره
پس ای خدا فروشان بدونید که اگه حکم مستقیم خدایی هم جعل کنید یه خالقی هست که جعلیات شمارو باطل کنه
حال میخوای خودتو کاهن اعظم بدون یا پاپ اعظم یا نشونه خدا
هر کی باشی خدا نیستی برا من یکی یه آدم پیزوری بیش نیستی
وقتی اینجوری تو رو میبینم جز از اون که خالق مطلق منه از هیچ چیزی وحشت ندارم
دوستان یک هفته ای نیستم مسافرتم اگر خدا خواست و برگشتم جواب محبت حضور شما را خواهم داد
این هم آخرین پستم تا محبت دوستان را ببینم و پاسخ گوی مهربانی آنان باشم
متاسفانه نه اهل سیاستم نه سیاست را دوست دارم چون سیاست یعنی دورغ و فریب برای ماندن با هر روش
دوستانی دارم که در یکطرف موضع گرفتند و گاهی نیز از من نظر میخواهند برای همین نظرم را اینجا درج میکنم که بفهمند مخالفت من با صاحبان قدرت از برای به قدرت رسیدن دیگری نیست
من هر کس را که حاکم بر جامعه باشد را طبق فرمانش در تورات حکم خدا میدانم که او را در این مسند جای داده حال این حکمتش در چه چیزی بوده که خدا حاکمیت را به دست او داده را این گونه برای خودم تفسیر میکنم
همین آقایان مدتها بر سر و صورت میزدند که حکومت حق علی و خاندانش بوده که عده ای با غصب آنانرا از این حکومت کردن دور کردند و حال چون این اولیا خدا نتوانستند حکومت کنند ما میخواهیم به جای آنها حکومت کنیم و اندیشه آنان را پیاده کنیم خدا هم که همیشه برای اینکه قضاوتش را نسبت به این گونه موجودات خلق شده خود کامل کند حکومت را به کف پر کفایت آنها سپرد تا زمانی که جهنمش را به آنان اهدا میکند دیگر ادعایی نداشته باشند که خدایا اگر گذاشته بودی چنان و بهمان میکردم
بر همین اساس هیچ مخالفتی با حکمرانان ندارم چون هر چیزی در نزد پروردگار من مدتش روشن و مشخص است پس سقوط و ظهور هر حکومتی تنها با اراده اوست
دوستان عزیز شما شاید به خاطر نداشته باشید امام خمینی بدون هیچ سلاحی با ارتش تا دندان مسلح شاه مقابله کرد و پیروز شد پس اگر فرض کنید که این آقایان نیز چندین برابر ارتش شاه مسلح تر و مجهزتر باشند برای او که حاکمیت مطلق است کاری ندارد که شحص دیگری همانند امام خمینی را خلق کند
پس میبینیم اینکه حکومتی خود را با هر روشی بخواهد سر پا نگه دارد امکان ندارد تاریخ این را بارها به اثبات رسانده هیچ اندیشه ای حتی اگر ادعا کنیم این اندیشه اندیشه مطلق خداست و خود خدا مستقیما این حکومت را اداره میکند پوچ و واهی و خوشبینی ابلهانه بیش نیست
چرا باید آنقدر ساده اندیش باشیم که بخواهیم قم را ببریم و کاشان را جایگزین کنیم نه دوست من نه قم خوبه نه کاشون لعنت به هر دوتاشون آزادی این نیست که قم را سقوط دهی تا کاشان را جای آن بگذاری
آزادی این است که در یک منطقه و یک زمان بتوانیم با هر اندیشه ای به راحتی زندگی کنیم یعنی این نباشد که فقط اندیشه خود را حاکم کنیم هر کس ساز مخالف زد را مرتد و محکوم کنیم
خنده دار است که تا دیروز هاشمی اکبر شاه باشد امروز رهبر اصلاحات کروبی دزد متجاوز به حریم خانواده شهدا باشد امروز شیخ اصلاحات موسوی دولت سرکوب باشد امروز رئیس جمهور برحق خاتمی ترسوی دیروز شجاع امروز ناطق نوری دزد قاتل دانشجوی دیروز مظلوم امروز
خنده دار است عده ای که دیروز دشمن مطلق ولایت فقیه بودند امروز طرفدار سر سخت ولایت مطلقه باشند
همین چند مثال کافیست که بدانیم که سیاست یعنی چی
پس دوست من از من نخواه که در جبهه ای که تا دیروز میدانم چه بودند وارد شوم و سینه بزنم من اصلا اهل سینه زدن نیستم که بخواهم زیر علم کسی سینه بزنم
من مخالف این و آنم من موافق آن آزادیم که هر کس با هر اندیشه ای بتواند براحتی زندگی کند نه اینکه هر سخنی را که با اندیشه من جور نیست را دشمن و مخالف خود و خدای خود بدانم و با سو استفاده از کلام خدا به سرکوب دشمنان خیالی خود بپردازم
خود را چون حاکمم نماینده مطلق خدا فرض کنم و هر ایده دیگر را ضد خدا و دین و خودم بدانم و با نام خدا آنرا سرکوب کنم
چند پند هم به دوستانم که خود را مجری اوامر ملوکانه نمایندگان خدا میدانند میدهم
دوست و برادر من خدا از هیچ کس نمیپذیرد که چون فلانی به من حکم شرعی داد تا چنین کنم من هم مجری دستورات بودم لذا انجام دادم
خدا نمیپذیرد که تو با هر اندیشه ای همراه شوی و هر کاری را با نام او انجام دهی حتی ریختن خون
خدا از خون نمیگذرد تو بدان خونی که به ناحق ریخته شود هر چند حکم شرعی آقایان را داشته باشی خون ریختن است جزایش را تو که خون ریزی دریافت میکنی
آقایان جنتی و خاتمی و صدیقی و مصباح یا هر کس دیگر هیچ وقت نمیتوانند به تو نزد پروردگار آن قاضی اصلی هیچ دفاعی کنند تویی که محکومی
عزیزم خوب بیندیش اینکه تو با حکمی با آن روش که از حکم خدا گرفتند یعنی اشدا و علی الکفار نمیتوانی هر کاری را انجام دهی و فردا نزد خدا بهانه بیاوری که اینها نماینده تو بر زمین بودنند من هم انجام دادم
خیر هیچ کس نماینده خدا بر زمین نیست خدا اصلا نیاز به کمک گرفتن از انسانها جهت بهتر اداره کردن زمین ندارد که بخواهد نماینده بگذارد اینها همه اندیشه پوچ است که عده ای جهت ماندن و خوردن چاپیدن از سخنان خدا سواستفاده میکنند
دیگران هم همین طور شخصی مثل کروبی که حتی سواد ابتدایی را ندارد و میخواهد با قدرت تو که مخالف خود سری های دیگرانی سوار بر کشتی پر برکت خوردن و خوابیدن و چاپیدن این مردم شود
نمیدانم مگر این آقایان را نمیشناسیم که باز هم میخواهیم به نوعی اینان را جای آنان بنشانیم دوست من بین این و آن هیچ فرقی نیست هر دو یک اندیشه دارند این اندیشه پوچ است که باید برود نه این و آن موفق باشید
رنگ پرچم که نشان وطن و خاک منست
که سه رنگش به نشانی هدف پاک منست
علم خویش به افلاک برم تا که ببینند همه
میله اش نیزه آن رستم دستان منست
گاه گشته که علم در کف بیگانه فتاد
لیک نیزه به طریقی دل بیگانه شکافت
صده ها دیده که آن میله به دست و کف ما
سینه ترک عرب آن مغولان سخت شکافت
شهر موشها، فیلم پرفروش سال ۶۳ شد. این فیلم عروسكی در واقع از دل مجموعه تلویزیونی مدرسه موشها كه در برنامه كودك طرفداران زیادی داشت، بیرون آمده بود و توانست تابستان سینماهای تهران را جولانگاه بچهها و پدر و مادرهای همراه آنها كند. شهر موشها در واقع معجونی بود از رقص و آواز (در محدوده ضوابط سینمای بعد از انقلاب) كه گاهی با تلفیق عروسك و بازیگر همراه میشد (نظیر دزد عروسكها، گلنار و گربه آوازهخوان). موزیكال بودن این فیلم ها و حال و هوای شادشان نكته قابل تأمل در محصولات سینمایی دهه شصت بود.بعدا در دهه هفتاد از قول جناب ده نمکی نقل شد که عامل برگشت ابتذال به سینمای ایران همین فیلم شهر موشها بود!. ایشان عقیده داشت که موسیقی این فیلم ، شیش و هشت بود و علت استقبال بی اندازه از این فیلم هم همین موضوع بود. البته ایشان به هنگام این ابراز نظر هنوز کارگردان نشده بودند و در گروههای فشار فعالیت می کردند.
لطفا مطلب را تا انتها بخوانید |
>>> ادامه مطلب <<<
باز کن پنجره را !
نظری کن
تو به آن نیمکت سرد
یک نفر تنها هست
منتظر در پی تو
می نشیند تنها
تا که شاید تو بیایی و نگاهی بکنی
قدمی رنجه کنی
به درون دل او
پای نهی
او نشستس تنها
تا ببیند که تو او را بینی
باز کن پنجره را
گرمی هرم نگاهت کافیست
تا که او گرم شود
باز کن پنجره را
پنجره نیست فقط پنجرهء خانهء تو
پنجره هست درون دل تو
دل خود پنجره کن
تا که شاید که بیاید آن مرد
بدرون دل تو
تا ابد گرم شود
از وجود تن تو
باز کن پنجره را باز کن پنجره را
http://www.frotel.com/ads-reg.php?moarref
http://www.frotel.com/wm-ads/login.php
http://www.sibiran.net?rgm=mashverat
http://www.20dollars2surf.com/?ref=14463
عشق رویایی من
عهد کردم که دگر بار نگیرم یاری
هر که دیدم هدفش بود همان عیاری
عشق مردست دگر نیست دلی
از چه رویی گذر عمر دهم طراری
وین زمانه دگر از عشق نمادست اثر
پس چرا دل دهم و سینه کنم مأوایی
هر که را راه بدادم بدرون دل خود
زخمه ای زد به جفا رفت پی دلداری
دگر هرگز نکشم ناز دل کولی عشق
که سیه چادر کولی نشود مأوایی
دگر عاشق نشود افضل زخمی شده دل
که فقط عشق خدا مرهم زخمش شده دی
http://www.frotel.com/ads-reg.php?moarref
http://www.sibiran.net?rgm=mashverat
http://www.20dollars2surf.com/?ref=14463
شاید بشه با این زبون
بگم فراموشت کنم
یا اسم تو از دفترم خط بزنم
یا دیگری رو جای تو
تو این چشام جا بزنم
وقتی که نیستی بشینم
کنار دست دیگری
این چشم و عادتش بدم
یه جور فراموشت کنه
این گوش و فرصتش بدم
حرفای اونو گوش کنه
خلاصه هر چی خوبیه
اون واسه من رو بکنه
اما نمیدونم چطور
اون یادتو اون اسمتو
حس قشنگ خواستنو
از این دلم پاک بکنم
کلبه زیبای تو رو
چه جوری ویرونش کنم
یا چه جوری اون اسمتو
از روی طاق این دلم
یادگاری کنده بودی
پاکش کنم
هر چند که باورت نشه
حقیقت دوست داشتنو
هرگز تو فکرت جا نشه
عشق قشنگ آدمو
فقط برات یه چیز میگم
میخواد که باورت بشه
میخواد که باورت نشه
دوست دارم مهربونم
دوست دارم هم زبونم
کاش میشد از پشت پنجره خیال دل را دید
عشق را در آغوش کشید
و بوسه ای آتشین
بر لبان پر تپشش
نثار کرد
(شایان)



شهر موشها، فیلم پرفروش سال ۶۳ شد. این فیلم عروسكی در واقع از دل مجموعه تلویزیونی مدرسه موشها كه در برنامه كودك طرفداران زیادی داشت، بیرون آمده بود و توانست تابستان سینماهای تهران را جولانگاه بچهها و پدر و مادرهای همراه آنها كند. شهر موشها در واقع معجونی بود از رقص و آواز (در محدوده ضوابط سینمای بعد از انقلاب) كه گاهی با تلفیق عروسك و بازیگر همراه میشد (نظیر دزد عروسكها، گلنار و گربه آوازهخوان). موزیكال بودن این فیلم ها و حال و هوای شادشان نكته قابل تأمل در محصولات سینمایی دهه شصت بود.
